احتمال بارش باران اسیدی..

درخواست حذف این مطلب


صفحه شمس لنگرودی رو توی اینستا دنبال  میکنم و شعرهاش رو میخونم. از بازیگریش توی احتمال باران اسیدی و پخش هم خبرداشتم. چند وقت پیش، سی دی ش و هم گرفت و موند توی نوبت، تا شاید روزی حوصله ام گرفت و دیدمش.

فکر می کنم قبلا از علاقه فراوانم (!!) به تلویزیون و و رسانه های تصویری گفته بودم!  این که ندرتا پیش بیاد که ببینم. سالها هم هست که جز برنامه محبوبم، برنامه عروسکی کلاه قرمزی جان، چیزی رو تعقیب ن . ( راستی سلام و ارادت ویژه حضور "تو")

خلاصه صبح شنبه و حین اطوی کوه لباس ها، بالا ه سی دی مذکور رو گذاشتم توی دستگاه پخش و دیدنش..

خوب و قابل تامل بود، اون هم از معضلی که شاید این روزها بیش از هر وقت دیگه ای ذهنم رو درگیر خودش کرده: تنهایی و تنهایی؛ توی روزهای بعد بازنشستگی که هیچ انگیزه و امیدی برای گذراندن روزها نیست، و البته پول فراوان هم نیست برای گشت و گذار و سفر. انگار واقعیت داده بود به ترس و دغدغه من از فرداهای تنهایی......


پ.ن بی ربط: هوس کامکوات کرده بودم، یدم و حالا موندم با این همه تلخی، چطور قورتش بدم!

پ.ن: خب بله. آدم خوب نیست تنها بمونه. لازمه که همدم و همراه داشته باشه. توی روزگار بی کاری، همدمی که آدم بتونه باهاش ساعتها حرف بزنه وهمراهش باشه، عین خود سلامتی، واجب و لازمه. اما خب دقیقا باید دقیقا چی کار کرد برای رفع تنهایی؟!  اونم مارگزیده ای چون من و آسایش زندگی مجردی تجربه کرده ای چون من؟!....